همان، همین
This is the same book I read yesterday.
این همان کتابی است که دیروز خواندم.
They bought the same shoes.
آنها همان کفشها را خریدند.
He has the same idea as me.
او همان ایده را دارد که من دارم.
Please give me the same one.
لطفاً همان را به من بده.
We arrived at the same time.
ما در همان زمان رسیدیم.
یکسان، مشابه، شبیه، مثل هم، همانند
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She has the same opinion as her brother.
او نظر مشابهی با برادرش دارد.
The twins wear the same clothes.
دوقلوها لباسهای مثل هم میپوشند.
These two shirts are the same.
این دو پیراهن یکسان هستند.
همدرجه، همجور، از یک نوع یا طبقه، همرده، همردیف
1- همزمان، باهم
2- در عین حال، ضمنا
1- در همان زمان، در همان هنگام 2- بههرحال، با وجوداین، در عین حال
be of the same mind about something (or someone)
دربارهی چیزی (یا کسی) همعقیده بودن
هم سلیقه بودن، در چیزی هم ذائقه/هم عقیده بودن
به همان شکل ماندن، ثابت ماندن، تغییر نکردن
در وضعیت ناخوشایند مشابهی بودن، همدرد بودن، شرایط نامطلوب یکسانی داشتن، گرفتار مشکلی مشترک بودن
pay a person back in the same coin
معاملهی به مثل کردن، اقدام متقابل کردن، تقاص گرفتن
دو جنبهی مختلف چیز بهخصوص
1- درست همان، عیناً 2- با این حال، معهذا
speak the same (or someone's) language
عقاید و سنتها (و غیرهی) مشترک داشتن، همزبان و همدل بودن
lightning never strikes twice in the same place
هیچ رویدادی به همان شکل سابق تکرار نمیشود
عیناً یکجور، همان
1- همان آش و همان کاسه 2- چیز مکرر
دارای عیوب و نواقص مشابه، از یک قماش
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «the same» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/the-same