کسی را قربانی کردن، کسی را فدای خود کردن، نارو زدن، کسی را لو دادن، زیر پای کسی را خالی کردن، پشت کسی را خالی کردن، زیرآب کسی را زدن (برای نجات و منفعت خود)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When discussing group assignments, some students argued that group leaders sometimes throw under the bus less confident members to protect the group's overall grade.
در بحث دربارهی تکالیف گروهی، برخی دانشجویان معتقد بودند که رهبران گروه گاهی اعضای کماعتمادبهنفس را فدا میکنند تا میانگین نمرهی گروه را حفظ کنند.
The lecturer explained how, in competitive grant environments, senior researchers may throw under the bus junior colleagues to secure funding for their own projects.
استاد توضیح داد که در محیطهای رقابتی تامین بودجه، پژوهشگران ارشد ممکن است برای تضمین بودجهی پروژههای خود، همکاران جوانتر را قربانی کنند.
In the meeting, the marketing director threatened to throw under the bus any team member who failed to take responsibility for the failed campaign.
در جلسه مدیر بازاریابی تهدید کرد که هر عضوی از تیم که مسئولیت شکست کمپین را نپذیرد، زیرآبش را خواهد زد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «throw under the bus» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/throw-under-the-bus