گذشتهی ساده:
unmountedشکل سوم:
unmountedسومشخص مفرد:
unmountsوجه وصفی حال:
unmountingکامپیوتر غیرفعال کردن، آزاد کردن، خارج کردن، قطع اتصال کردن (دستگاه ذخیرهسازی از سیستم)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Before physically disconnecting the external hard drive, it is crucial to safely unmount it from the operating system to prevent data corruption.
قبل از جدا کردن فیزیکی هارد دیسک خارجی ضروری است که آن را بهصورت ایمن از سیستمعامل غیرفعال کنید تا از خرابی دادهها جلوگیری شود.
Users should always ensure they unmount any USB flash drives properly after transferring files to maintain system stability and data integrity.
کاربران همیشه باید اطمینان حاصل کنند که پساز انتقال فایلها، هرگونه فلش درایو یواسبی را بهدرستی قطع اتصال کنند تا پایداری سیستم و یکپارچگی دادهها حفظ شود.
The lecture detailed the proper procedure to unmount a network-attached storage device, emphasizing the importance of server communication protocols.
این سخنرانی جزئیات روش صحیح برای غیرفعال کردن یک دستگاه ذخیرهسازی متصل به شبکه را توضیح داد و بر اهمیت پروتکلهای ارتباطی سرور تأکید کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unmount» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unmount