مشهور، معروف، نامدار، نامآور، پرآوازه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The world-renowned chef opened a new restaurant in the city.
سرآشپز مشهور، رستوران جدیدی در شهر افتتاح کرد.
She studied under a world-renowned physicist during her graduate program.
او در دورهی تحصیلات تکمیلی نزد فیزیکدان معروفی تحصیل کرد.
The museum's collection includes works by several world-renowned painters.
مجموعهی موزه شامل آثار چندین نقاش پرآوازه است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «world-renowned» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/world-renowned