آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

      فوت کردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / fot kardan /

      to die, to pass away, to expire, to decease

      to die

      to pass away

      to expire

      to decease

      مردن
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      مادرم نه سال پیش فوت کرد.

      My mother died nine years ago.

      این مطالعه افزایش قابل توجهی در نرخ مرگ‌ومیر را در میان افرادی که اخیراً یکی از اعضای نزدیک خانواده‌شان فوت کرده بود، نشان داد.

      The study revealed a significant increase in mortality rates among individuals who had recently experienced a close family member pass away.

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / foot kardan /

      to puff, to blow (out), to blow on, to extinguish by blowing, to breathe upon, to huff, to whiff

      to puff

      to blow

      to blow on

      to extinguish by blowing

      to breathe upon

      to huff

      to whiff

      دمیدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      او تماشا کرد که او با لبخندی بزرگ شمع‌های کیک تولدش را فوت کرد.

      She watched him puff out the candles on his birthday cake with a big smile.

      برای تسریع فرآیند خنک‌سازی شیشه‌ی مذاب، تکنسین‌ها اغلب با ابزارهای مخصوص روی سطح آن فوت می‌کردند.

      To accelerate the cooling process of the molten glass, technicians would often blow on the surface with specialized tools.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      مرتب به انگشت سوخته‌اش فوت می‌کرد.

      She kept blowing on her burned finger.

      او مجبور شد چندبار شمع را فوت کند تا بالاخره خاموش شود.

      She had to blow on the candle several times before it finally went out.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت فوت کردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «فوت کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/فوت کردن

      لغات نزدیک فوت کردن

      • - فوت‌فوتک
      • - فوت کاسه‌گری
      • - فوت کردن
      • - فوت و فن
      • - فوت و فن کاسبی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      video challenge pay-as-you-go spike reach who cares? bash that's it confinement accumulate articulator claptrap someone's number is up do a number on someone thatched demurely demureness رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.