آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
تفاوت deflation و inflation چیست؟
waiter, waitress, carhop, servant, bellhop, retainer, charwoman, valet, orderly, maidservant
waiter
waitress
carhop
servant
bellhop
retainer
charwoman
valet
orderly
maidservant
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
به پیشخدمت ده دلار انعام دادم.
I gave the waiter a ten-dollar tip.
ناهارمان را تمام کردیم و برای پیشخدمت روی میز انعام گذاشتیم.
We finished our lunch and left a tip on the table for the waiter.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پیشخدمت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پیشخدمت