آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

      Alleviate Pain

      əˈliːvieɪt peɪn əˈliːvieɪt peɪn

      معنی alleviate pain | جمله با alleviate pain

      collocation B2

      تسکین درد، آرام کردن درد

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The nurse advised applying a cold compress to help alleviate pain and reduce swelling after the patient's minor sprain.

      پرستار توصیه کرد برای کمک به تسکین درد و کاهش تورم پس‌از رگ‌به‌رگ شدن جزئی بیمار، کمپرس سرد استفاده شود.

      This medicine will help alleviate the pain.

      این دارو به تسکین درد کمک خواهد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A warm bath can alleviate muscle pain.

      یک حمام گرم می‌تواند درد عضلانی را تسکین دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج alleviate pain

      معنی alleviate pain به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت alleviate pain در زبان فارسی به «کاهش درد» یا «تسکین درد» ترجمه می‌شود.

      این ترکیب فعلی نشان‌دهنده‌ی عملی است که شدت یا ناراحتی درد جسمی یا روانی را کاهش می‌دهد، بدون اینکه لزوماً آن را به‌طور کامل از بین ببرد. واژه‌ی alleviate ریشه‌ای لاتین دارد و از alleviāre گرفته شده است که به معنای «سبک کردن» یا «کم کردن فشار» است. در پزشکی، روان‌شناسی و زندگی روزمره، این اصطلاح کاربرد گسترده‌ای دارد.

      از منظر پزشکی، alleviate pain اشاره به روش‌ها یا داروهایی دارد که با کاهش التهاب، آرام کردن عضلات یا تأثیر بر سیستم عصبی، درد را کاهش می‌دهند. برای مثال، مسکن‌ها (painkillers) مانند استامینوفن یا ایبوپروفن، یا روش‌های غیر دارویی مانند ماساژ، فیزیوتراپی، گرما یا سرما درمانی، می‌توانند به «alleviate pain» کمک کنند. هدف این اقدامات، افزایش راحتی و بهبود کیفیت زندگی فرد است، حتی اگر علت اصلی درد هنوز باقی مانده باشد.

      در زمینه‌ی روان‌شناسی و سلامت ذهن، alleviate pain می‌تواند به کاهش درد عاطفی یا روانی نیز اشاره داشته باشد. برای نمونه، صحبت کردن با یک مشاور، انجام مدیتیشن، تمرین‌های تنفسی، یا فعالیت‌های خلاقانه می‌تواند دردهای روانی مانند اضطراب، غم یا استرس را «alleviate» کند. این کاربرد نشان می‌دهد که مفهوم تسکین محدود به جسم نیست و روان انسان نیز به روش‌های متنوعی برای کاهش فشار و ناراحتی نیاز دارد.

      در متون علمی و نوشتاری رسمی، استفاده از alleviate pain معمولاً جایگزین اصطلاحات عامیانه‌تر مانند «ease pain» یا «relieve pain» می‌شود. این واژه، بار معنایی دقیق‌تر و ادبی‌تر دارد و بیشتر در مقالات پزشکی، متون دانشگاهی و گزارش‌های درمانی دیده می‌شود. به‌کارگیری آن نشان‌دهنده‌ی دقت نویسنده در بیان شدت و ماهیت درد و روش‌های کاهش آن است.

      از دیدگاه استعاری، alleviate pain می‌تواند به معنای «کاهش سختی، دشواری یا رنج» در زندگی روزمره نیز به کار رود. مثلاً ممکن است گفته شود: Sharing your worries with a friend can alleviate the pain of loneliness؛ یعنی «به اشتراک گذاشتن نگرانی‌ها با یک دوست می‌تواند درد تنهایی را کاهش دهد». این کاربرد استعاری نشان می‌دهد که مفهوم «تسکین» نه تنها در سطح فیزیکی، بلکه در سطح عاطفی و اجتماعی نیز اهمیت دارد و توانایی ایجاد آرامش، تعادل و آسایش در زندگی انسان را داراست.

      ارجاع به لغت alleviate pain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «alleviate pain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/alleviate-pain

      لغات نزدیک alleviate pain

      • - alleviate
      • - alleviate bottlenecks
      • - alleviate pain
      • - alleviate poverty
      • - alleviation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      just about dyskinesia dreamboat wind-wing surrogacy fv redwood baobab chestnut mahogany palm hickory olive banyan acacia اکرم باختری گوش‌نواز کتابخانه سیار چیز ناشناخته پنیر گرویر پس انداز کننده هلیوم هشت سطحی نقض عهد کردن نره گاو مصونیت دادن به مهماندوستی مشعوف بودن غمگین شدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.