سینما و تئاتر هنر نور تخت (نور بدون سایه یا کنتراست)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The photographer liked the flat light for portraits.
عکاس برای پرترهها نور تخت را دوست داشت.
Flat light makes the snow look the same everywhere.
نور تخت باعث میشود برف در همهجا یکسان به نظر برسد.
We could not see the bumps because of the flat light.
بهخاطر نور تخت نتوانستیم برجستگیها را ببینیم.
Flat light makes colors look dull.
نور تخت باعث میشود رنگها کدر به نظر برسند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flat light» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flat-light