گفتن، خبر دادن، اطلاع دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Give me a shout when the report is ready.
وقتی گزارش آماده شد، به من خبر بده.
I'll give you a shout as soon as the package arrives.
بهمحض رسیدن بسته، به تو اطلاع میدهم.
Give her a shout when you finish the presentation.
وقتی ارائهات تمام شد، به او خبر بده.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «give a shout» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/give-a-shout