همچنین میتوان از histologic بهجای histological استفاده کرد.
زیستشناسی بافتشناختی، وابسته به بافتشناسی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The pathologist examined the histological slides under a microscope.
پاتولوژیست لامهای بافتشناختی را زیر میکروسکوپ بررسی کرد.
We need histological confirmation before starting treatment.
قبلاز شروع درمان به تأیید بافتشناختی نیاز داریم.
Histological features can distinguish benign from malignant tumors.
ویژگیهای بافتشناختی میتوانند تومورهای خوشخیم را از بدخیم تمایز دهند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «histological» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/histological