با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Kiosk

ˈkiːɑːsk ˈkiːɒsk
آخرین به‌روزرسانی:
  • noun
    باجه، کوشک، کلاه‌فرنگی، خانه تابستانی، دکه
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد kiosk

  1. noun gazebo
    Synonyms: bandstand, booth, rotunda, stall, stand

ارجاع به لغت kiosk

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «kiosk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/kiosk

لغات نزدیک kiosk

پیشنهاد بهبود معانی