آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۵

      Liverish

      ˈlɪvərɪʃ ˈlɪvərɪʃ

      صفت تفضیلی:

      more liverish

      صفت عالی:

      most liverish

      معنی liverish | جمله با liverish

      adjective C2

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی ‫بدحال، کسل، مریض (معمولاً به‌دلیل پرخوری یا نوشیدن زیاد‬)

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The data indicates a significant increase in reports of individuals feeling liverish after consuming large quantities of processed foods and sugary drinks during festive periods.

      داده‌ها نشان‌دهنده‌ی افزایش قابل توجهی در گزارش‌های افرادی است که پس‌از مصرف مقادیر زیادی غذاهای فرآوری‌شده و نوشیدنی‌های شیرین در طول اعیاد، احساس بدحالی می‌کنند.

      In his lecture on human metabolism, Professor Davies explained that a prolonged period of dietary indiscretion can lead to a liverish state, characterized by fatigue and a general feeling of unwellness.

      پروفسور دیویس در سخنرانی خود در مورد متابولیسم انسان توضیح داد که یک دوره‌ی طولانی بی‌احتیاطی غذایی می‌تواند منجر به وضعیت مریضی شود که با خستگی و احساس عمومی ناخوشی مشخص می‌شود.

      adjective

      شبیه جگر، جگرمانند (‫به‌ویژه ازنظر رنگ‬)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The pathological examination revealed a liverish discoloration across the affected tissue, indicating significant cellular damage and necrosis.

      معاینه‌ی پاتولوژیک یک تغییر رنگ جگرمانند در سراسر بافت آسیب‌دیده نشان داد که حاکی از آسیب سلولی و نکروز قابل توجهی بود.

      When discussing various geological formations, certain iron-rich rocks can exhibit a distinctive liverish hue due to oxidation processes.

      هنگام بحث درباره‌ی سازندهای زمین‌شناسی مختلف، برخی سنگ‌های غنی از آهن می‌توانند به‌دلیل فرآیندهای اکسیداسیون، رنگی متمایز و جگرمانند از خود نشان دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The ancient pottery unearthed at the archaeological site displayed a unique liverish glaze, a testament to the sophisticated firing techniques of that era.

      سفال‌های باستانی کشف‌شده در سایت باستان‌شناسی، لعابی منحصربه‌فرد و شبیه جگر از خود نشان می‌دادند که گواهی بر تکنیک‌های پیشرفته‌ی پخت آن دوران بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد liverish

      1. adjective irritable as if suffering from indigestion
        Synonyms:
        dyspeptic irritable atrabilious bilious livery

      ارجاع به لغت liverish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «liverish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/liverish

      لغات نزدیک liverish

      • - liver spot
      • - liveried
      • - liverish
      • - livermorium
      • - Liverpool
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      just about dyskinesia dreamboat wind-wing surrogacy fv redwood baobab chestnut mahogany palm hickory olive banyan acacia اکرم باختری گوش‌نواز کتابخانه سیار چیز ناشناخته پنیر گرویر پس انداز کننده هلیوم هشت سطحی نقض عهد کردن نره گاو مصونیت دادن به مهماندوستی مشعوف بودن غمگین شدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.