گذشتهی ساده:
made a mountain out of a molehillشکل سوم:
made a mountain out of a molehillسومشخص مفرد:
makes a mountain out of a molehillوجه وصفی حال:
making a mountain out of a molehillاز کاه کوه ساختن، پیازداغ چیزی را زیاد کردن، اغراق کردن، بزرگنمایی کردن، الکی شلوغ کردن، چیزهای کماهمیت را مهم شمردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Don't make a mountain out of a molehill; it was just a small misunderstanding, not a major conflict.
از کاه کوه نساز؛ فقط یک سوءتفاهم کوچک بود، نه یک درگیری بزرگ.
She tends to make a mountain out of a molehill whenever there's a minor inconvenience, causing unnecessary stress for everyone.
او هروقت یک ناراحتی کوچک پیش میآید، تمایل دارد الکی شلوغ کند و استرس بیموردی برای همه ایجاد کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «make a mountain out of a molehill» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/make-a-mountain-out-of-a-molehill