صفت تفضیلی:
more morphicصفت عالی:
most morphic(morphic-) مربوط به شکل یا ساختار، دارای شکل یا فرم خاص
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She has a naturally athletic build, often described as mesomorphic.
او بهطور طبیعی اندامی ورزشی دارد که اغلب بهعنوان ستبرتن توصیف میشود.
His ectomorphic frame made it difficult for him to gain weight despite eating a lot.
ساختار اکتومورفیک او باعث میشد باوجود زیاد خوردن، وزن اضافه کردن برایش دشوار باشد.
biomorphic
زیستریخت
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «morphic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/morphic