آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

      Oxidation

      ˌɑːksəˈdeɪʃn̩ ˌɒksɪdˈeɪʃn̩

      شکل جمع:

      oxidations

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از oxidization به‌جای oxidation استفاده کرد.

      در انگلیسی بریتانیایی به‌جای oxidation یا oxidization معمولاً از oxidisation استفاده می‌شود.

      معنی oxidation | جمله با oxidation

      noun uncountable C1

      انگلیسی آمریکایی شیمی اکسیداسیون (از دست دادن الکترون)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The process of oxidation in organic compounds is a key concept in understanding their reactivity and degradation pathways.

      فرآیند اکسیداسیون در ترکیبات آلی یک مفهوم کلیدی در درک واکنش‌پذیری و مسیرهای تخریب آن‌هاست.

      The rusting of iron is a common example of oxidation.

      زنگ زدن آهن یک نمونه‌ی رایج از اکسیداسیون است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Students should be able to explain how the oxidation of fatty acids provides energy for various biological functions.

      دانشجویان باید بتوانند توضیح دهند که چگونه اکسیداسیون اسیدهای چرب انرژی مورد نیاز برای عملکردهای بیولوژیکی مختلف را تامین می‌کند.

      noun uncountable B2

      شیمی اکسایش، ترکیب با اکسیژن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Cutting an apple and leaving it on the counter will cause its flesh to brown quickly through oxidation.

      بریدن یک سیب و گذاشتن آن روی پیشخوان باعث می‌شود که داخل آن به‌سرعت ازطریق اکسایش قهوه‌ای شود.

      The extensive research into materials science often investigates the resistance of various alloys to oxidation in corrosive environments.

      تحقیقات گسترده در علم مواد اغلب مقاومت آلیاژهای مختلف را در برابر اکسایش در محیط‌های خورنده بررسی می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The degradation of polymers can be significantly accelerated by exposure to ultraviolet light, which initiates a process of photo-oxidation.

      تخریب پلیمرها می‌تواند با قرار گرفتن در معرض نور فرابنفش به‌طور قابل توجهی تسریع شود، که فرآیند اکسایش نوری را آغاز می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد oxidation

      1. noun the process of oxidizing; the addition of oxygen to a compound with a loss of electrons; always occurs accompanied by reduction
        Synonyms:
        oxidization oxidisation

      سوال‌های رایج oxidation

      شکل جمع oxidation چی میشه؟

      شکل جمع oxidation در زبان انگلیسی oxidations است.

      ارجاع به لغت oxidation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «oxidation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/oxidation

      لغات نزدیک oxidation

      • - oxidant
      • - oxidase
      • - oxidation
      • - oxidation-reduction
      • - oxide
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.