سومشخص مفرد:
sets footوجه وصفی حال:
setting footوارد شدن، پا گذاشتن، گام نهادن، قدم گذاشتن (به جایی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Before students are permitted to set foot in the laboratory, they must complete a mandatory safety induction course.
قبلاز اینکه به دانشجویان اجازه داده شود وارد آزمایشگاه شوند، باید یک دورهی آموزشی ایمنی اجباری را تکمیل کنند.
He vowed never to set foot in that restaurant again after the terrible service.
او قسم خورد که هرگز پساز آن خدمات وحشتناک دوباره وارد آن رستوران نشود.
The professor emphasized that no unauthorized personnel should set foot in the restricted research area due to the sensitive nature of the ongoing experiments.
استاد تأکید کرد که هیچ پرسنل غیرمجازی نباید بهدلیل ماهیت حساس آزمایشهای درحال انجام، وارد منطقهی تحقیقاتی محدود شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «set foot» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/set foot