شیکپوش بودن، لباس شیک پوشیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They were all smartly dressed for the formal dinner.
همهی آنها برای ضیافت رسمی شیکپوش بودند.
He made a habit of being smartly dressed for every interview.
او عادت کرد برای هر مصاحبه شیکپوش باشد.
Even on casual Fridays, she prefers to be smartly dressed.
حتی در جمعههای غیررسمی، او ترجیح میدهد لباس شیک بپوشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «smartly dressed» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/smartly-dressed