بهشدت، شدیداً، بیاندازه
She sublimely expressed her gratitude to everyone who helped.
او بهشدت از همهی کسانی که کمک کردند، قدردانی کرد.
The music was sublimely beautiful, leaving the audience in tears.
موسیقی بیاندازه زیبا بود و تماشاگران را به گریه واداشت.
They were sublimely content with their simple life.
آنها از زندگی سادهشان شدیداً راضی بودند.
بهطور عالی، بهطرز والا
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She sang sublimely at the concert last night.
او دیشب در کنسرت بهطور عالی آواز خواند.
The violinist played sublimely, leaving the audience speechless.
ویلونیست بهطرز والایی نواخت و مخاطبان را مبهوت کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sublimely» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sublimely