مکمل، ضمیمه، افزوده
شکل کامل: supplement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The government's new policy aims to provide a financial supp to small businesses struggling in the current economic climate.
سیاست جدید دولت با هدف ارائهی یک مکمل مالی به کسبوکارهای کوچک است که در شرایط اقتصادی فعلی با مشکل مواجه هستند.
Effective project management often involves identifying potential risks and planning for a supp workforce when necessary.
مدیریت پروژهی مؤثر اغلب شامل شناسایی خطرات احتمالی و برنامهریزی برای نیروی کار مکمل درصورت لزوم است.
To enhance data security, many organizations implement a supp layer of encryption for sensitive information.
برای افزایش امنیت دادهها، بسیاری از سازمانها یک لایهی ضمیمهی رمزگذاری برای اطلاعات حساس پیادهسازی میکنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «supp» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supp