ادبی aspiration, hope, desire, faculty, wish
aspiration
hope
desire
faculty
wish
بویهی موسیقیدان جوان برای ساخت سمفونی به نیروی محرکهی زندگیاش تبدیل شد.
The young musician's aspiration to compose a symphony became the driving force of his life.
بسیاری از فلاسفهی کلاسیک یک بویهی جهانی انسانی برای دانش و فهم را بیان کردند.
Many classical philosophers articulated a universal human desire for knowledge and understanding.
او بویهی جهانی آرام و عاری از درگیری داشت.
She wished for a peaceful world, free from conflict.
buoy
buoy
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قایق از کنار یک بویهی قرمز که آب کمعمق را نشان میداد، عبور کرد.
The boat sailed past a red buoy that marked the shallow water.
استقرار بویههای هواشناسی برای جمعآوری دادههای اقیانوسی و جوی در زمان واقعی حیاتی است.
The deployment of meteorological buoys is crucial for gathering real-time oceanic and atmospheric data.
در این نمودار، بویهی قرمز یک خطر خاص را نشان میدهد که کشتیها باید از آن اجتناب کنند.
In this diagram, the red buoy indicates a specific hazard that vessels should avoid.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بویه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/بویه