عامیانه OK, well, all right, o.k, good, righto
OK
well
all right
o.k
good
righto
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خب، باتوجه به دادههای ارائهشده، علت اصلی جزایر گرمایی شهری را میتوان به عوامل خاص انسانی نسبت داد.
OK, considering the data presented, the primary cause of urban heat islands can be attributed to specific anthropogenic factors.
خب راستش را بخواهی تو نباید این حرف را میزدی!
well, really you shouldn't have said that!
خب، حدود ساعت سه توی کافه میبینمت.
OK, I'll meet you at the coffee shop around three.
خب تو چه صلاح میدانی؟
Well, what do you recommend?
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خب