empty, hollow, vain, frothy, phantom, blank, not solid
empty
hollow
vain
frothy
phantom
blank
not solid
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وعدههای بیشازحد و شعارهای توخالی این سیاستمدار نتوانست افکار عمومی را متقاعد کند.
The politician's thick promises and empty rhetoric failed to convince the public.
درحالیکه لفاظیهای دولت بر توسعهی پایدار تاکید داشت، اما منتقدان استدلال کردند که بسیاری از ابتکارات پروژههای توخالی بودند که بیشتر برای درک عمومی طراحی شده بودند تا منفعت واقعی زیستمحیطی.
While the government's rhetoric emphasized sustainable development, critics argued that many initiatives were phantom projects, designed more for public perception than actual environmental benefit.
دنیای پر زرقوبرق و توخالی هالیوود
the frothy, glittering world of Hollywood
شفت توربین به شفت کمپرسور توخالی متصل میشود.
The turbine shaft is mated to the hollow compressor shaft.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «توخالی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/توخالی