ادبی visit, visitation, meeting
visit
visitation
meeting
لقای عمهام مایهی مسرت بسیاری برای خانوادهام شد.
The visitation of my aunt brought much joy to our family.
عطای کسی را به لقایش بخشیدن
to want neither a person's bounty nor his company
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «لقا» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/لقا