آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پناهنده به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / panaahande /

refugee, asylum seeker, displaced person

refugee

asylum seeker

displaced person

پناهجو، متحصن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

پناهنده شدن

to seek asylum

پناهنده‌ی سیاسی

political asylum

نمونه‌جمله‌های بیشتر

دولت برای پناهندگان پناهگاه و غذا فراهم کرد.

The government provided shelter and food to the refugees.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پناهنده

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
پناه‌جو زنهاری زینهاری متحصن ملتجی

ارجاع به لغت پناهنده

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پناهنده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پناهنده

لغات نزدیک پناهنده

پیشنهاد بهبود معانی