(هاوایی) سلام، درود
She taught her students to say 'aloha' when they entered the classroom.
او به دانشآموزانش آموخت که هنگام ورود به کلاس «سلام» بگویند.
At the festival everyone was saying aloha to one another.
در جشن همه به یکدیگر «سلام» میگفتند.
They shouted 'aloha' as the boat pulled into the harbor.
هنگامی که قایق به بندر رسید، آنها فریاد زدند «سلام».
(هاوایی) خداحافظ، بدرود، خدانگهدار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Aloha, see you tomorrow.
خداحافظ، فردا میبینمت.
Aloha, everyone — thanks for coming.
خداحافظ به همگی؛ ممنون که آمدید.
Before hanging up the phone she whispered 'Aloha'.
قبلاز قطع تماس، او آرام گفت «خداحافظ».
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «aloha» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/aloha