گلوگاه، تنگه، تنگراه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The professor explained that mountain passes can function as logistical choke points, constraining the movement of troops and supplies during wartime.
استاد توضیح داد که گذرگاههای کوهستانی میتوانند بهعنوان گلوگاههای تدارکاتی عمل کنند و حرکت نیروها و تدارکات را در زمان جنگ محدود کنند.
Engineers assessed the bridge and concluded it is a choke point for commuter traffic during peak hours.
مهندسان پل را ارزیابی کردند و نتیجه گرفتند که این پل در ساعات شلوغ یک گلوگاه برای ترافیک مسافران است.
Be careful at the harbor; that inlet is a choke point and can be dangerous when storms hit.
در بندر مواظب باش؛ آن خلیج کوچک یک تنگراه است و وقتی طوفان میآید میتواند خطرناک باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «choke point» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/choke-point