حریصانه، با ولع، با حرص، طمعکارانه، با طمع
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Investors snapped up the limited shares greedily.
سرمایهگذاران سهام محدود را طمعکارانه تصاحب کردند.
The children reached for the candy greedily.
بچهها حریصانه برای شکلاتها دست دراز کردند.
The company expanded greedily into new markets.
شرکت با طمع وارد بازارهای جدید شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «greedily» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/greedily