شکل جمع:
hecklersمزاحم، اخلالگر، برهمزننده، حرفقطعکن، مجلسخرابکن (کسی که با سوال پرسیدن هنگام سخنرانی وسط حرف سخنران میپرد)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The heckler shouted questions during the mayor's speech, disrupting the entire event.
مزاحم وسط سخنرانی شهردار با فریاد سؤال پرسید و کل برنامه را به هم زد.
The politician ignored the heckler and continued delivering his message.
سیاستمدار اخلالگر را نادیده گرفت و به بیان پیامش ادامه داد.
A lone heckler tried to derail the comedian's set, but the audience booed him down.
مجلسخرابکن سعی کرد برنامه کمدین را به هم بزند، اما تماشاگران او را هو کردند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «heckler» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/heckler