شکل جمع:
hikersورزش راهنورد، راهپیما، رهرو (فرد اهل پیادهروی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Hikers should always carry enough water.
راهنوردان همیشه باید آب کافی همراه داشته باشند.
The experienced hiker packed a map and compass.
راهپیمای باتجربه، نقشه و قطبنما همراه داشت.
The hiker's boots were muddy after the rain.
کفشهای راهنورد بعداز باران گِلی شده بودند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hiker» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hiker