شکل جمع:
lifespansشکل نوشتاری دیگر این لغت: life span و life-span
همچنین در حالت جمع میتوان از life-spans بهجای lifespans استفاده کرد.
طول عمر، مدت بقا
The average human lifespan has increased over the past century.
میانگین طول عمر انسان در طول قرن گذشته افزایش یافته است.
Scientists study the lifespan of different species to understand aging.
دانشمندان مدت بقای گونههای مختلف را برای درک پیری مطالعه میکنند.
Proper nutrition can extend the lifespan of pets.
تغذیهی مناسب میتواند طول عمر حیوانات خانگی را افزایش دهد.
Some insects have a lifespan of only a few days.
برخی حشرات فقط چند روز طول عمر دارند.
دورهی مفید، عمر مفید (مدت بودن در در یک محیط خاص)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The lifespan of this battery is about three years with regular use.
عمر مفید این باتری با استفادهی معمولی حدود سه سال است.
Using the correct lubricant extends the lifespan of moving parts.
استفاده از روغنکاری مناسب، عمر مفید قطعات متحرک را افزایش میدهد.
The lifespan of a light bulb decreases if it's turned on and off frequently.
عمر مفید لامپ اگر مکرراً روشن و خاموش شود کاهش مییابد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «lifespan» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lifespan