گذشتهی ساده:
made a bedشکل سوم:
made a bedسومشخص مفرد:
makes a bedوجه وصفی حال:
making a bedمرتب کردن رختخواب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Every morning, I try to make my bed right after I wake up to start the day feeling organized.
هرروز صبح سعی میکنم دقیقاً بعداز بیدار شدن رختخوابم را مرتب کنم تا روز را با احساس منظم بودن شروع کنم.
While some argue that daily chores like making a bed contribute to a structured environment, others contend that their impact on overall productivity is negligible.
درحالیکه برخی استدلال میکنند که کارهای روزانه مانند مرتب کردن رختخواب به یک محیط ساختاریافته کمک میکند، اما برخی دیگر معتقدند که تأثیر آنها بر بهرهوری کلی ناچیز است.
In many cultures, teaching children to make a bed is considered an essential part of instilling discipline and responsibility from a young age.
در بسیاری از فرهنگها، آموزش مرتب کردن رختخواب به کودکان بهعنوان بخشی ضروری از القای نظم و مسئولیتپذیری از سنین پایین تلقی میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «make a bed» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/make-a-bed