آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵

      Nidus

      ˈnaɪdəs ˈnaɪdəs

      شکل جمع:

      nidi

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از niduses به‌جای nidi استفاده کرد.

      معنی nidus | جمله با nidus

      noun countable

      لانه، سوراخ، محل تخم‌گذاری، ‫محل تولیدمثل‬

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The conservation project aims to restore natural habitats, providing a more suitable nidus for endangered amphibians to breed.

      پروژه‌ی حفاظت از محیط‌زیست با هدف بازسازی زیستگاه‌های طبیعی، لانه‌ی مناسب‌تری را برای تولیدمثل دوزیستان در معرض خطر فراهم می‌کند.

      We discovered a bird's nidus hidden deep within the dense bushes.

      ما لانه‌ی پرنده‌ای را که عمیقاً در بوته‌های انبوه پنهان شده بود، کشف کردیم.

      noun countable C2

      پزشکی محل عفونت، محل تجمع باکتری، مرکز بیماری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      It's crucial to thoroughly clean wounds to prevent them from becoming a nidus for bacterial growth.

      تمیز کردن کامل زخم‌ها برای جلوگیری از تبدیل شدن آن‌ها به محل تجمع باکتری‌ بسیار مهم است.

      Research indicates that certain environmental factors can contribute to the formation of a nidus for respiratory diseases in urban populations.

      تحقیقات نشان می‌دهد که عوامل محیطی خاصی می‌توانند به تشکیل یک کانون بیماری برای بیماری‌های تنفسی در جمعیت‌های شهری کمک کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In clinical settings, proper sterilization of medical instruments is paramount to prevent them from serving as a nidus for healthcare-associated infections.

      در محیط‌های بالینی، استریل کردن صحیح ابزارهای پزشکی برای جلوگیری از تبدیل شدن آن‌ها به کانون عفونت‌های مرتبط با مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم است.

      noun countable C2

      بستر، کانون، جایگاه رشد

      The old, abandoned factory became a nidus for various forms of urban wildlife.

      کارخانه‌ی قدیمی و متروکه تبدیل به بستری برای انواع حیات‌وحش شهری شد.

      Analyzing historical data reveals that periods of significant economic disparity often serve as a nidus for political unrest and social upheaval within a nation.

      تحلیل داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که دوره‌های نابرابری اقتصادی چشمگیر اغلب به‌عنوان کانونی برای ناآرامی‌های سیاسی و تحولات اجتماعی در یک ملت عمل می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت nidus

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nidus» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nidus

      لغات نزدیک nidus

      • - nidifugous
      • - nidify
      • - nidus
      • - niece
      • - niello
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.