آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ تیر ۱۴۰۵

      PR

      ˌpiːˈɑːr ˌpiː ˈɑː

      معنی PR | جمله با PR

      abbreviation noun uncountable B2

      کسب‌وکار روابط عمومی

      شکل کامل: public relations

      همچنین می‌توان از .p.r استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The CEO thanked the PR staff for their hard work.

      مدیرعامل از کارکنان روابط عمومی بابت کار سخت‌شان تشکر کرد.

      Good PR can build trust with customers.

      روابط عمومی خوب می‌تواند اعتماد مشتریان را جلب کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company's PR team issued a statement about the product recall.

      تیم روابط عمومی شرکت بیانیه‌ای درباره‌ی فراخوان محصول صادر کرد.

      noun countable B2

      کسب‌وکار مدیر روابط عمومی، مسئول روابط عمومی (پل ارتباطی داخل سازمان با مخاطبان بیرونی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      As the PR officer, she handles media inquiries and community outreach.

      به‌عنوان مسئول روابط عمومی، او به پرسش‌های رسانه‌ای و فعالیت‌های ارتباط با جامعه رسیدگی می‌کند.

      The PR director scheduled interviews with industry journalists.

      مدیر روابط عمومی مصاحبه‌هایی با خبرنگاران حوزه‌ی صنعت ترتیب داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The PR officer drafted a press release about the new product launch.

      مسئول روابط عمومی اطلاعیه‌ای مطبوعاتی درباره‌ی رونمایی محصول جدید تنظیم کرد.

      abbreviation noun uncountable

      سیاست نمایندگی تناسبی (‫نظام سیاسی که در آن احزاب به نسبت تعداد افرادی که به آن‌ها رأی داده‌اند، در مجلس نمایندگانی دارند)

      شکل کامل: proportional representation

      Under PR, a party that wins 30% of the vote receives roughly 30% of the seats.

      در نظام نمایندگی تناسبی، حزبی که ۳۰٪ آرا را کسب می‌کند تقریباً ۳۰٪ کرسی‌ها را به دست می‌آورد.

      PR systems often encourage coalition governments rather than single-party rule.

      نظام‌های نمایندگی تناسبی اغلب به تشکیل دولت‌های ائتلافی به‌جای حکومت یک‌حزبی منجر می‌شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many countries use PR to allocate seats in parliament.

      بسیاری از کشورها از نظام نمایندگی تناسبی برای تخصیص کرسی‌ها در پارلمان استفاده می‌کنند.

      abbreviation noun countable informal

      ورزش رکورد شخصی

      شکل کامل: personal record

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      Breaking my PR motivated me to train harder.

      شکستن رکورد شخصی‌ام باعث شد سخت‌تر تمرین کنم.

      She set a PR in the 5k race last weekend.

      هفته‌ی گذشته در مسابقه‌ی ۵ کیلومتر رکورد شخصی‌اش را ثبت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He improved his PR by two seconds.

      او رکورد شخصی‌اش را دو ثانیه بهتر کرد.

      I finally hit a new PR in the bench press today.

      امروز بالاخره در پرس سینه، رکورد شخصی جدیدی ثبت کردم.

      abbreviation noun uncountable

      کسب‌وکار ‫روابط مطبوعاتی‬

      شکل کامل: press relations

      The company's PR team issued a statement after the incident.

      تیم روابط مطبوعاتی شرکت پس‌از حادثه بیانیه‌ای منتشر کرد.

      Good PR can improve a brand's reputation quickly.

      روابط مطبوعاتی خوب می‌تواند به‌سرعت شهرت یک برند را بهبود بخشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She works in PR and manages media contacts.

      او در روابط مطبوعاتی کار می‌کند و روابط با رسانه‌ها را مدیریت می‌کند.

      abbreviation noun countable

      (pr) جفت

      شکل کامل: pair

      I bought a new pr of shoes yesterday.

      من دیروز یک جفت کفش جدید خریدم.

      She received a pr of earrings as a gift.

      او یک جفت گوشواره به‌عنوان هدیه دریافت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He wore a pr of gloves to keep warm.

      او برای گرم ماندن یک جفت دستکش پوشید.

      abbreviation noun countable

      اقتصاد (pr) قیمت

      شکل کامل: price

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      What is the pr of this coat?

      قیمت این پالتو چقدر است؟

      They raised the pr by ten percent.

      آن‌ها قیمت را ده درصد افزایش دادند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The pr per kilogram is written on the scale.

      قیمت هر کیلوگرم روی ترازو نوشته شده است.

      abbreviation adjective

      (pr) ‫چاپی، چاپ‌شده‬

      شکل کامل: printed

      A pr map hung on the wall.

      نقشه‌ی چاپی روی دیوار آویزان بود.

      She kept the pr ticket in her wallet.

      او بلیت چاپ‌شده‬ را در کیف پولش نگه داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The pr page looked smudged.

      صفحه‌ی چاپی، لکه‌دار به‌ نظر می‌رسید.

      abbreviation noun countable uncountable

      شیمی (Pr) پروپیل (بنیان یک‌ظرفیتی C2H7)

      شکل کامل: propyl

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      We substituted a Pr for the hydrogen at that position.

      ما در آن موقعیت هیدروژن را با یک پروپیل جایگزین کردیم.

      A Pr attached to the ring changed its reactivity.

      وجود یک پروپیل متصل به حلقه، واکنش‌پذیری آن را تغییر داد.

      noun symbol uncountable

      شیمی عنصر شیمیایی (Pr) پرازئودیمیم، عنصر پرازئودیمیم

      نماد شیمیایی عنصرِ praseodymium

      Pr is a soft, silvery metal in the lanthanide series.

      پرازئودیمیم یک فلز نرم و نقره‌ای در دسته‌ی لانتانیدها است.

      Pr is used to create strong permanent magnets when alloyed with other metals.

      پرازئودیمیم هنگام آلیاژسازی با فلزات دیگر برای ساخت آهن‌رباهای دائمی قوی استفاده می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Pr was first isolated in the late 19th century.

      پرازئودیمیم برای اولین بار در اواخر قرن نوزدهم جداسازی شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد PR

      1. a promotion intended to create goodwill for a person or institution
        Synonyms:
        public-relations praseodymium atomic number 59
      1. noun A self-governing commonwealth associated with the United States occupying the island of Puerto Rico
        Synonyms:
        puerto-rico Commonwealth of Puerto Rico porto rico

      ارجاع به لغت PR

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «PR» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pr

      لغات نزدیک PR

      • - ppr
      • - PQ
      • - PR
      • - practic
      • - practicability
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.