کسبوکار روابط عمومی
شکل کامل: public relations
همچنین میتوان از .p.r استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
The CEO thanked the PR staff for their hard work.
مدیرعامل از کارکنان روابط عمومی بابت کار سختشان تشکر کرد.
Good PR can build trust with customers.
روابط عمومی خوب میتواند اعتماد مشتریان را جلب کند.
The company's PR team issued a statement about the product recall.
تیم روابط عمومی شرکت بیانیهای دربارهی فراخوان محصول صادر کرد.
کسبوکار مدیر روابط عمومی، مسئول روابط عمومی (پل ارتباطی داخل سازمان با مخاطبان بیرونی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
As the PR officer, she handles media inquiries and community outreach.
بهعنوان مسئول روابط عمومی، او به پرسشهای رسانهای و فعالیتهای ارتباط با جامعه رسیدگی میکند.
The PR director scheduled interviews with industry journalists.
مدیر روابط عمومی مصاحبههایی با خبرنگاران حوزهی صنعت ترتیب داد.
The PR officer drafted a press release about the new product launch.
مسئول روابط عمومی اطلاعیهای مطبوعاتی دربارهی رونمایی محصول جدید تنظیم کرد.
سیاست نمایندگی تناسبی (نظام سیاسی که در آن احزاب به نسبت تعداد افرادی که به آنها رأی دادهاند، در مجلس نمایندگانی دارند)
شکل کامل: proportional representation
Under PR, a party that wins 30% of the vote receives roughly 30% of the seats.
در نظام نمایندگی تناسبی، حزبی که ۳۰٪ آرا را کسب میکند تقریباً ۳۰٪ کرسیها را به دست میآورد.
PR systems often encourage coalition governments rather than single-party rule.
نظامهای نمایندگی تناسبی اغلب به تشکیل دولتهای ائتلافی بهجای حکومت یکحزبی منجر میشوند.
Many countries use PR to allocate seats in parliament.
بسیاری از کشورها از نظام نمایندگی تناسبی برای تخصیص کرسیها در پارلمان استفاده میکنند.
ورزش رکورد شخصی
شکل کامل: personal record
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
Breaking my PR motivated me to train harder.
شکستن رکورد شخصیام باعث شد سختتر تمرین کنم.
She set a PR in the 5k race last weekend.
هفتهی گذشته در مسابقهی ۵ کیلومتر رکورد شخصیاش را ثبت کرد.
He improved his PR by two seconds.
او رکورد شخصیاش را دو ثانیه بهتر کرد.
I finally hit a new PR in the bench press today.
امروز بالاخره در پرس سینه، رکورد شخصی جدیدی ثبت کردم.
کسبوکار روابط مطبوعاتی
شکل کامل: press relations
The company's PR team issued a statement after the incident.
تیم روابط مطبوعاتی شرکت پساز حادثه بیانیهای منتشر کرد.
Good PR can improve a brand's reputation quickly.
روابط مطبوعاتی خوب میتواند بهسرعت شهرت یک برند را بهبود بخشد.
She works in PR and manages media contacts.
او در روابط مطبوعاتی کار میکند و روابط با رسانهها را مدیریت میکند.
(pr) جفت
شکل کامل: pair
I bought a new pr of shoes yesterday.
من دیروز یک جفت کفش جدید خریدم.
She received a pr of earrings as a gift.
او یک جفت گوشواره بهعنوان هدیه دریافت کرد.
He wore a pr of gloves to keep warm.
او برای گرم ماندن یک جفت دستکش پوشید.
اقتصاد (pr) قیمت
شکل کامل: price
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
What is the pr of this coat?
قیمت این پالتو چقدر است؟
They raised the pr by ten percent.
آنها قیمت را ده درصد افزایش دادند.
The pr per kilogram is written on the scale.
قیمت هر کیلوگرم روی ترازو نوشته شده است.
(pr) چاپی، چاپشده
شکل کامل: printed
A pr map hung on the wall.
نقشهی چاپی روی دیوار آویزان بود.
She kept the pr ticket in her wallet.
او بلیت چاپشده را در کیف پولش نگه داشت.
The pr page looked smudged.
صفحهی چاپی، لکهدار به نظر میرسید.
شیمی (Pr) پروپیل (بنیان یکظرفیتی C2H7)
شکل کامل: propyl
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
We substituted a Pr for the hydrogen at that position.
ما در آن موقعیت هیدروژن را با یک پروپیل جایگزین کردیم.
A Pr attached to the ring changed its reactivity.
وجود یک پروپیل متصل به حلقه، واکنشپذیری آن را تغییر داد.
شیمی عنصر شیمیایی (Pr) پرازئودیمیم، عنصر پرازئودیمیم
نماد شیمیایی عنصرِ praseodymium
Pr is a soft, silvery metal in the lanthanide series.
پرازئودیمیم یک فلز نرم و نقرهای در دستهی لانتانیدها است.
Pr is used to create strong permanent magnets when alloyed with other metals.
پرازئودیمیم هنگام آلیاژسازی با فلزات دیگر برای ساخت آهنرباهای دائمی قوی استفاده میشود.
Pr was first isolated in the late 19th century.
پرازئودیمیم برای اولین بار در اواخر قرن نوزدهم جداسازی شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «PR» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pr