صفت تفضیلی:
ruttierصفت عالی:
ruttiestپرچالهچوله، چالهچولهدار، ناهموار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The rutty dirt road made the drive slow and uncomfortable.
جادهی خاکی پرچالهچوله، رانندگی را کند و ناراحتکننده کرد.
After the storm the rutty trail was nearly impassable.
بعداز طوفان، مسیر چالهچولهدار تقریباً عبورناپذیر شد.
a rutty road
راه ناهموار
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rutty» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rutty