فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fennel

ˈfenl ˈfenl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fennel

  1. noun Aromatic bulbous stem base eaten cooked or raw in salads
    Synonyms: florence-fennel, finocchio
  2. noun Leaves used for seasoning
    Synonyms: common fennel

ارجاع به لغت fennel

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fennel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fennel

لغات نزدیک fennel

پیشنهاد بهبود معانی