شکل جمع:
self-subsistencesهمچنین میتوان از self-subsistency بهجای self-subsistence استفاده کرد.
خودکفایی، خودبسندگی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After losing his job, he focused on gardening and raising chickens to achieve a degree of self-subsistence.
پساز از دست دادن شغلش، او بر باغبانی و پرورش مرغ تمرکز کرد تا به درجهای از خودکفایی دست یابد.
The agricultural policies of the developing nation aimed to foster self-subsistence among its rural population, thereby reducing reliance on imported foodstuffs.
سیاستهای کشاورزی کشور درحال توسعه با هدف ترویج خودکفایی در میان جمعیت روستایی خود و در نتیجه کاهش وابستگی به مواد غذایی وارداتی بود.
The shift towards renewable energy sources is often seen as a step towards greater national self-subsistence, reducing dependence on foreign fossil fuels.
گذار بهسمت منابع انرژی تجدیدپذیر اغلب بهعنوان گامی بهسوی خودکفایی ملی بیشتر و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی خارجی تلقی میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «self-subsistence» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/self-subsistence