گذشتهی ساده:
started outشکل سوم:
started outسومشخص مفرد:
starts outوجه وصفی حال:
starting outشروع کردن، آغاز کردن (کار، زندگی و ...)
She started out her career in journalism.
او حرفهاش را در روزنامهنگاری آغاز کرد.
He started out living in a tiny apartment in the city.
او زندگیاش را در یک آپارتمان کوچک در شهر شروع کرد.
He started out poor but became successful.
او زندگیاش را با فقر آغاز کرد اما موفق شد.
مطرح شدن، اقدام کردن، نیت کردن، دست به کار شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We started out as volunteers and eventually formed a nonprofit.
ما بهعنوان داوطلب اقدام کردیم و در نهایت یک سازمان غیرانتفاعی تشکیل دادیم.
The issue started out as a small misunderstanding.
این مسئله بهعنوان یک سوءتفاهم کوچک مطرح شد.
They started out as friends and later fell in love.
آنها در ابتدا نیت دوستی کردند و بعداً عاشق یکدیگر شدند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «start out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/start-out