راهنمایی و رانندگی دوربین مداربستهی ترافیکی، دوربین کنترل ترافیک
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی راهنمایی و رانندگی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
City officials reviewed footage from the traffic camera to clear up the crash.
مسئولان شهری فیلمهای دوربین کنترل ترافیک را برای روشن شدن حادثه بررسی کردند.
A traffic camera captured a car running a red light.
دوربین مداربستهی ترافیکی عبور یک خودرو از چراغقرمز را ثبت کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «traffic camera» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/traffic-camera