عامیانه ignoringly
ignoringly
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او زیرسبیلی پاسخ داد و سؤال را انگار یک شوخی میدانست.
He answered ignoringly, brushing off the question like it was a joke.
او زیرسبیلی صحبت کرد؛ درحالیکه صدایش پر از تحقیر نسبت به شایعه بود.
She spoke ignoringly, her voice dripping with disdain for the rumor.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «زیرسبیلی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/زیرسبیلی