design, sketch
design
sketch
معمار گزار ساختمان جدید را ارائه داد.
The architect presented the design for the new building.
الگوی روی پارچه از گزار سنتی پیروی میکند.
The pattern on the fabric follows a traditional sketch.
a combining form (meaning: doer, performer, -er)
a combining form
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کارگزار
agent
خبرگزاری
news agency
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «گزار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گزار