۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
troublemaking, mischievous, bad, evil, quarrelsome
troublemaking
mischievous
bad
evil
quarrelsome
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آن کودک شر همیشه در کلاس مشکل ایجاد میکرد.
The troublemaking child was always causing problems in class.
گربهی شر گلدان را واژگون کرد.
The mischievous cat knocked over the vase.
پوشاک tatters, rags, shreds and patches
tatters
rags
shreds and patches
لباس زیبای او پساز حادثه اکنون شر شده بود.
Her once beautiful dress was now in tatters after the accident.
بعداز دعوا، پیراهنش شر شده بود.
After the fight, his shirt was in rags.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شر