جانورشناسی کالبدشناسی snout, puss, muzzle, mouth, rhynch-
snout
puss
muzzle
mouth
rhynch-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تولهسگ پوزهاش را به دستم مالید.
The puppy nuzzled my hand with its snout.
او گل را از پوزهی اسب پاک کرد.
She wiped the mud from the horse's puss.
او پوزهی سگ را با حوله پاک کرد.
She wiped the dog's snout with a towel.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پوزه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پوزه