عامیانه lot, horde, load, oodles, raft, reams, some, surfeit, ton, lashings, barrel
lot
horde
load
oodles
raft
reams
some
surfeit
ton
lashings
barrel
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مجبور شدیم یکعالمه پول بدهیم.
We had to pay a heck of a lot of money.
به ما یکعالمه خوش گذشت.
We had a barrel of fun.
یکعالمه عکس گرفتیم.
We took hordes of pictures.
یکعالمه پول دارد.
He has tons of money.
کیک و یکعالمه بستنی!
Cake with lashings of ice cream!
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «یکعالمه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/یکعالمه