گوشت قربانی، پیشمرگ، گوشت دم توپ (کسی که در جایی فدا میشود؛ مخصوصاً سربازانی که در جنگ فدا میشوند)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The general was criticized for treating his soldiers as mere cannon fodder in the ill-fated campaign.
ژنرال بهخاطر استفاده از سربازانش بهعنوان گوشت قربانی در عملیات محکوم به شکست، مورد انتقاد قرار گرفت.
Historical analysis reveals that in many ancient conflicts, the lowest ranks of the army were often regarded as expendable cannon fodder, leading to disproportionate casualties.
تحلیل تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از درگیریهای باستانی، پایینترین ردههای ارتش اغلب بهعنوان پیشمرگ تلقی میشدند که منجر به تلفات نامتناسبی میشد.
The new intern felt like cannon fodder, given all the menial tasks no one else wanted to do.
کارآموز جدید احساس میکرد گوشت قربانی است؛ باتوجه به تمام کارهای پیشپاافتادهای که هیچکس دیگری نمیخواست انجام دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cannon fodder» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cannon fodder