گذشتهی ساده:
catalyzedشکل سوم:
catalyzedسومشخص مفرد:
catalyzesوجه وصفی حال:
catalyzingحالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی catalyse است.
انگلیسی آمریکایی شیمی کاتالیز کردن، تسریع کردن، تندتر کردن (در واکنش شیمیایی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی شیمی
The enzyme can catalyze the breakdown of sugars in the cell.
آنزیم میتواند تجزیهی قندها را در سلول کاتالیز کند.
The presence of oxygen can catalyze the oxidation process.
حضور اکسیژن میتواند فرایند اکسیداسیون را تسریع کند.
Introducing light can catalyze photochemical reactions in the solution.
ورود نور میتواند واکنشهای فتوشیمیایی در محلول را تندتر کند.
انگلیسی آمریکایی تحریک کردن، موجب شدن، انگیزه بخشیدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Scientists hope the discovery will catalyze further research.
دانشمندان امیدوارند این کشف، تحقیقات بیشتری را موجب شود.
The teacher's encouragement catalyzed his interest in mathematics.
تشویق معلم انگیزهی او برای یادگیری ریاضیات را برانگیخت.
The new policy catalyzed economic growth in the region.
سیاست جدید موجب رشد اقتصادی در منطقه شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «catalyze» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/catalyze