۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
سومشخص مفرد:
cuts looseوجه وصفی حال:
cutting looseانگلیسی آمریکایی بیقیدوبند رفتار کردن، بیقیدوبند حرف زدن، بدون محدودیت عمل کردن
He needs to cut loose and enjoy life more often.
او باید بیشتر بدون محدودیت باشد و از زندگی لذت ببرد.
The speaker encouraged the audience to cut loose.
سخنران مخاطبان را تشویق به بیقیدوبند رفتار کردن کرد.
آزاد کردن، رها کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They decided to cut loose the old traditions.
آنها تصمیم گرفتند سنتهای قدیمی را رها کنند.
Researchers aimed to cut loose the constraints on data sharing.
محققان قصد داشتند محدودیتهای اشتراکگذاری داده را آزاد کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cut loose» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cut-loose