رضایت معوق، ارضای تأخیری (تحمل برای برآورده شدن خواستههای لذتبخش و رضایتبخش)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She chose delayed gratification, saving for a big trip.
او رضایت معوق را انتخاب کرد و برای یک سفر بزرگ پسانداز کرد.
Societies valuing delayed gratification tend to foster economic stability.
جوامعی که برای رضایت معوق ارزش قائلند، ثبات اقتصادی را تقویت میکنند.
Understanding delayed gratification is crucial for personal finance management.
درک رضایت معوق برای مدیریت مالی شخصی حیاتی است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «delayed gratification» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/delayed-gratification