آنها، ـِشان (بهویژه در گفتار)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I saw the kids playing in the park, and I called 'em over for some ice cream.
بچهها را دیدم که در پارک بازی میکنند و برای بستنی صداشون کردم.
My keys? Oh, I think I left 'em on the kitchen counter this morning.
کلیدهایم؟ اوه، فکر کنم امروز صبح آنها را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتم.
The new employees are still learning the ropes, so try to be patient with 'em.
کارمندان جدید هنوز درحال یادگیری هستند، پس سعی کنید با آنها صبور باشید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «'em» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/em-2