فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Frankfurter

ˈfræŋkfɜrːt̬ər ˈfræŋkfɜːtə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    frankfurters

توضیحات

همچنین به این شکل نیز نوشته می‌شود: frankforter

همچنین frankfurt نیز گفته می‌شود.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    غذا و آشپزی فرانکفورتر (سوسیس دودی نازک پخته‌شده از گوشت گاو یا گوساله یا خوک در یک پوشش روده‌ی گوسفند)
    • - Juicy Frankfurter
    • - فرانکفورتر آبدار
    • - The frankforter sandwich is one of my favorite dishes.
    • - ساندویچ فرانکفورتر یکی از غذاهای موردعلاقه‌ی من است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد frankfurter

  1. noun cylindrical meat sausage
    Synonyms: bowwow, Coney Island, dog, footlong, frank, hot dog, link, weenie, wiener, wienerwurst

ارجاع به لغت frankfurter

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «frankfurter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/frankfurter

لغات نزدیک frankfurter

پیشنهاد بهبود معانی