آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ دی ۱۴۰۳

      Fridge

      frɪdʒ frɪdʒ

      شکل جمع:

      fridges

      توضیحات:

      این لغت به شکل frig نیز نوشته می‌شود ولی شکل نوشتاری fridge رایج است.

      معنی fridge | جمله با fridge

      noun countable informal A2

      یخچال

      fridge, یخچال
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      My mom keeps all the condiments in the door of the fridge for easy access.

      برای دسترسی آسان به چاشنی‌ها، مامانم همه‌ی آن‌ها را در در یخچال نگه می‌دارد.

      I need to clean out the fridge and get rid of any expired food.

      باید یخچال را تمیز کنم و از شر موادغذایی تاریخ‌مصرف‌گذشته خلاص شوم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I opened the frig to grab a cold drink.

      یخچال رو باز کردم تا یه نوشیدنی خنک بردارم.

      verb - transitive informal

      در یخچال گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      I always fridge my fruits and vegetables to keep them fresh for longer periods of time.

      همیشه میوه‌ها و سبزیجاتم را در یخچال می‌گذارم تا برای مدت طولانی‌تری تازه بمانند.

      Can you fridge this leftover lasagna so we can have it for dinner tomorrow?

      آیا می‌تونی باقی‌مونده‌ی این لازانیا رو توی یخچال بذاری تا فردا برای شام بخوریم؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fridge

      1. noun a refrigerator in which the coolant is pumped around by an electric motor
        Synonyms:
        electric refrigerator

      سوال‌های رایج fridge

      معنی fridge به فارسی چی میشه؟

      یخچال یا "fridge" یکی از وسایل ضروری در هر خانه‌ای است که برای نگهداری مواد غذایی و نوشیدنی‌ها به کار می‌رود. این وسیله با ایجاد دمای پایین، از فساد و خراب شدن مواد غذایی جلوگیری می‌کند. در ادامه به بررسی معانی، عملکرد، تاریخچه و نکات جالب درباره یخچال می‌پردازیم.

      معانی و تعریف

      یخچال به معنای "فضای سرد" است که معمولاً برای نگهداری مواد غذایی، نوشیدنی‌ها و سایر اقلامی که نیاز به دمای پایین دارند، استفاده می‌شود. یخچال‌ها به طور معمول دارای دو بخش اصلی هستند: بخش یخچال و بخش فریزر. بخش یخچال برای نگهداری میوه‌ها، سبزیجات، لبنیات و گوشت‌ها استفاده می‌شود، در حالی که بخش فریزر برای نگهداری مواد غذایی منجمد مانند گوشت، سبزیجات و بستنی کاربرد دارد.

      تاریخچه

      تاریخچه یخچال به قرن نوزدهم برمی‌گردد. پیش از آن، مردم برای نگهداری مواد غذایی از یخ و برف طبیعی استفاده می‌کردند. در سال ۱۸۰۵، یک مهندس آمریکایی به نام "اولیور ایوانز" اولین دستگاه یخچال را طراحی کرد، اما یخچال‌های خانگی به شکل امروزی تا اوایل قرن بیستم رایج نشدند. با پیشرفت فناوری و به کارگیری گازهای مبرد، یخچال‌ها به تدریج به یک وسیله ضروری در زندگی روزمره تبدیل شدند.

      عملکرد

      یخچال‌ها به کمک یک سیستم خنک‌کننده کار می‌کنند که شامل یک کمپرسور، کندانسور، تبخیرکننده و گاز مبرد است. کمپرسور، گاز مبرد را فشرده می‌کند و دما را افزایش می‌دهد. سپس گاز به کندانسور منتقل می‌شود و در آنجا به مایع تبدیل می‌شود. این مایع سپس به تبخیرکننده می‌رود، جایی که با جذب گرما از فضای داخلی یخچال، تبخیر می‌شود و دما را کاهش می‌دهد.

      نکات جالب

      1. تنوع در طراحی: یخچال‌ها در اندازه‌ها و اشکال مختلفی تولید می‌شوند، از یخچال‌های کوچک قابل حمل گرفته تا یخچال‌های بزرگ با قابلیت‌های پیشرفته.

      2. یخچال‌های هوشمند: با پیشرفت فناوری، یخچال‌های هوشمند به بازار آمده‌اند که می‌توانند به اینترنت متصل شوند و ویژگی‌هایی مانند نمایش اطلاعات موجودی، تنظیم دما از راه دور و حتی پخش موسیقی را ارائه دهند.

      3. تأثیر بر سلامت: استفاده صحیح از یخچال می‌تواند به حفظ کیفیت و طراوت مواد غذایی کمک کند و از بروز مسمومیت‌های غذایی جلوگیری کند.

      4. صرفه‌جویی در انرژی: یخچال‌های امروزی از تکنولوژی‌های بهینه‌سازی انرژی استفاده می‌کنند که مصرف برق را کاهش می‌دهد و به محیط زیست کمک می‌کند.

      5. نگهداری طولانی‌مدت: با استفاده از یخچال، می‌توان مواد غذایی را برای مدت طولانی‌تری نگهداری کرد و از هدر رفتن آنها جلوگیری کرد.

      شکل جمع fridge چی میشه؟

      شکل جمع fridge در زبان انگلیسی fridges است.

      ارجاع به لغت fridge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fridge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fridge

      لغات نزدیک fridge

      • - Friday
      • - fridays
      • - fridge
      • - fried
      • - frieda
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.